مسلمان
- نخستین مسلمان فاتح هند، غرنویان بودند که از فقه حنفی و کلام ماتریدی حمایت می کردند. از قرن پنجم به بعد مذهب حنفی، آیین رسمی مسلمانان هند بوده است. در زمان اورنگ زیب م (1118 ه.ق) مجموعه های بزرگ فقه حنفی با نام های فتاوی عالمگیر و فتاوی هندیه به دست بیست و پنج تن از علمای حنفی نوشته شد. همزمان با ورود فقه حنفی به هند، تصوف نیز به هند وارد شده و با استقبال عموم هندیان رو به رو گشت. سلسله های چشتیه، سهروردیه، قادریه و نقشبندیه در هند حضور چشمگیری داشتند. در طول تاریخ حضور مسلمانان در هند بزرگان بسیاری ظهور کرده و به تجدید حیات فکری آنها دست یازیده اند. یکی از افرادی که مورد توجه حنفیان شبه قاره هند می باشد، شیخ احمد سرهندی (م1034 ه. ق) است وی اگرچه سلک صوفیان بود، ولی با چله نشینی، ذکر جهر گونه، احترام به قبور سجدۀ تعظیمی برای مرشد، بوسیدن پای قطب، انا الحق گفتن، سماع و احوال و جدآمیز آن مخالف بود. او وحدت شخصی ابن عربی را به وحدت شهود تعبیر می کرد و با وحدت شخصی وجودو موجود مخالف بود . وی مخالف مبنای ابن عربی مبنی بر این که همۀ ادیان، جلوگاه یک حقیق ا ند، بود. و نیز به مخالفت با شیعیان پرداخت. در قرن دازدهم فردی در هند ظهور کرد که مسلمانان هند وی را بزرگ ترین اندیشمند مسلمان اهل سنت هند می دانند. این فرد جزکسی شاه ولی الله دهلوی (م 1198) نبود تأثیر این شخص بر تمام جریانات فکری مسلمانان هند در سه قرن اخیر شگرف بوده است. دهلوی، معاصر ورود انگلستان به هند و حضور محمد بن عبدالوهاب در عربستان است. وی به عنوان عالم نقشبندی حنفی به برخی از اعمال صوفیان ایراد گرفت و توجه خاصی به قرآن و احادیث داشت. روش او مراجعه مستقیم به قرآن و احادیث و عدم توجه به فتاوی و ادله فقها بود. مهمترین کتاب وی حجه البالغه است که یک دوره فقه استدلالی با رویکرد اجتهادی است . در این کتاب به احادیث و ادله عقلی و نقلی توجه تام دارد و به برخی معارف دیگر اسلامی همچون اخلاق، مقامات نفس، فتن و اشراط الساعه نیز پرداخته است. او توسل به پیامبران واولیای الاهی را جایز نمی دانست و همچون وهابیت باآ نها مخالفت بود وی قائل به اجتهاد بود و رجوع به حدیث را بهتر از رجوع به فتواهای علما می دانست. رویکرد حدیث گرایی وی – که یکی از گرایش های فکری اواست- به وسیله پسرش شاه عبدالعزیز و شاگردش سید احمد بارلی یا بریلوی (م 1246 ه. ق) ادامه یافت سید احمد بارلی قائل به پیروی محض از طریقۀ سلف بود و تقدیس بیش از حد پیامبران و اولیای الاهی رابدعت می شمرد. نیز سجده بر قبور، طلب حاجت از مردگان، تعزیه برای امام حسین علیه السلام، نذر و نیاز به درگاه اولیای الاهی، تعظیم مرشد و تفضیل حضرت علی علیه السلام برشیخین بدعت می خواند. این تشابهات باعث شد که از سید احمد بارلی( بریلوی) با لقب وهابیت شود. نویسنده کتاب المهند علی المفند- که یکی از علمای بزرگ حنفی دیوبندی هند- در این زمینه می نویسد « وهابیت در هند به کسانی اطلاق می شد که تقلید ائمه بزرگ اهل سنت را ترک گفته، خود در احادیث اجتهاد می کردند. در زمانی در بمبئی هر فردی که از سجدۀ قبور اولیا و طواف آن منع می کرد، وهابی نامیده می شد. زمانی نیز این مفهوم آن چنان گسترش یافت که نوعی سب و ناسزا بود. بنابر این هر کسی که در هند حنفی بود، به عنوان فاسدالعقیده به وهابیت متهم می شد.» بنابر این نگرش اصحاب الحدیث به وسیله پسر شاه ولی الله دهلویدر هند پراکنده شد و باعث ایجاد طیف جدیدی از اصحاب حدیث در هند گردید که اکنون با نام دیوبندیه شناخته می شوند. این طیف دارای انشعابات فراوانی بوده و حدیث گرایی یک از انشعابات آن است. یکی از شناخته ترین افراد این رویکرد احسان الاهی ظهیر است که کتاب های متعددی در رد مخالفان نوشته و ادارۀ ترجمان السنه ومجلۀ ترجمان الحدیث را در پاکستان تأسیس کرده است. درسال1857م/1273ه قیام مسلمانان هند علیه انگلستان به شدت سرکوب شد و باعث ایجادگرایش های متفاوتی در بین مسلمانان هند گردید. یکی از این گرایش ها، بازگشت به اسلام بود یعنی عده ای قائل شدند که همۀ معضلات ما و حضور کافران در هند و تسلط آنها بر مسلمانان ، به دلیل عدم توجه صحیح به اسلام است. بنابراین بهترین راه، بازگشت به اسلام است. این تفکر بعدها به نام دیوبند شناخته شد. که بوسیله مولوی محمد قاسم نانوتی راه اندازی گردید. وجه تسمیه دیوبندیه: دیوبند شهر کوچکی از توابع سهارنپور در شمال شرق دهلی هند می باشد. این شهر 139ملیون نفر جمعیت دارد که حدود 20 ملیون مسلمان و بقیه هندو می باشد.
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 20:31 توسط حسین قنبرلو
|
اشعار ترکی در وبلاگ آذربایجان حسین قنبرلو